بارالها شنبه بیست و نهم آذر 1393 11:7

در پیشگاه تو ایستاده ام،و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام،

آگاهم كه دربندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،

اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن ودعا كردن مى ترسیدم...



ولى … پروردگارم!

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ، و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ، ... براى پیروى ندایت آمدم، و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.

و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار، و مرا از خاصّان ودوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،

همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.

واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟

اما...

اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده،و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده،

و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.

در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟

...
آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟

...
یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟

 


برچسب‌ها: بارالها, نیایش
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

آنچه از زندگی آموخته ام شنبه بیست و نهم آذر 1393 11:5

آنچه از زندگی آموخته ام

  • آموخته ام انسان بزرگ در اندوه آن چه ندارد فرو نمی رود بلکه از ان چه دارد لذت می برد.
  • آموخته ام اگر نمی توانم ستاره باشم لزومی ندارد ابر باشم
  • آموخته ام ایمان یعنی خواستن بدون انصراف و توکل بدون انقطاع
  • آموخته ام وظیفه سبب می شود تا کارها را به خوبی انجام دهم اما عشق کمک می کند تا آنها را به زیبایی انجام دهم.
  • آموخته ام آینده مکانی نیست که به آنجا می روم بلکه جایی است که خود آن را به وجود می اورم.
  • آموخته ام که زندگی فعلی من حاصل تمام انتخاب هایی است که داشته ام ولی این بدان معنی نیست که نمی توانم از خود تصویر جدیدی رسم کنم
  • آموخته ام هنگام مواجهه با کاری سخت طوری عمل نمایم که انگار شکست غیر ممکن است.
  • آموخته ام همیشه با باورهایم زندگی کنم و انگیزه هایم را شعله ور نگه دارم.

 


برچسب‌ها: آموختن, زندگی
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

شادمانی شنبه بیست و نهم آذر 1393 11:3

شادمانی و خوش حالی از عطایای الهی است و شادمانی به خاطر فضل و بخشش الهی است

که بهترین انواع شادی ها محسوب می شود .

شادی هیجانی است که در اثر محرکهای درونی و بیرونی ارگانیزم را در جهت انبساط عضلانی

 و روانی سوق می دهد .ماهیت شادی در انسان غریزی است اما نوع و چگونگی آن به یادگیری

و متغیرهای محیطی و فرهنگی بستگی دارد .

همچنین بین شادی و نشاط تفاوت قائلند که : شادی یک هیجان انبساط با تظاهرات بیرونی و

زودگذر است اما نشاط یک احساس انبساط و شادمانی درونی است که پایدار و بادوام است .شادی

 همیشه با هیجانهای لبخند و خنده و حرکت همراه است اما در نشاط احساس بهجت و سرور اما با خنده همراه نیست ولی احساسی است که موجب لذت فرد می شود .

پس شادی مثبت و نشاط فردی و اجتماعی برای سلامت روان آدمی ضرورت دارد .

نکته اساسی تاثیر متقابل این دو بر یکدیگر است : تاثیر نشاط فردی بر نشاط اجتماعی و تاثیر نشاط اجتماعی برنشاط فردی .

کاستی در هر دو سرطیف منجر به ناامیدی و اختلال در نشاط خواهد شد .اما سهم نشاط اجتماعی به عنوان یک محرک شادی بخش و نشاط  آفرین برای فرد بسیار مهم تر جلوه می کند

به عبارت دیگر نشاط فردی به گونه ای عمل می کند که مصداق بیرونی داشته باشد .

عواملی که می تواند در ایجاد شادمانی نقش اساسی دارند در واقع ویژگیهای تعیین کننده یک جامعه هستند که میزان شادی و رفاه ان جامعه را تعیین می کند که به قرار ذیل اند :

ثروت : که در اینجا منظور میزان قدرت خرید مردم و امکان تهیه تسهیلات زندگی می باشد . این شاخص به طور واضح تعیین کننده استطاعت مادی افراد برای تامین نیازهای اولیه انسانی می باشد .

آزادی فردی : به طور کلی احساس کنترل داشتن بر محیط به جای احساس در کنترل محیط بودن از عوامل تعیین کننده شادمانی می باشد

دسترسی به معلومات : که شامل عواملی چون سواد آموزی و میزان ثبت نام افراد در مدارس و دانشگاهها و استفاده از رسانه ها می باشد .

سلامت : افرادی که از سلامت جسمی و روانی برخوردارند احساس شادمانی بیشتری دارند . از طرف دیگر افرادی که شادمان تر هستند کمتر از افراد افسرده بیمار شده و کمتر نیز از افراد افسرده بیمار شده و کمتر نیز می میرند

ویژگیهای شخصیتی : افراد شادمان بیشتر احساس می کنند که برزندگی خود کنترل و تسلط دارند . این در حالی است که افراد افسرده خود را بازیچه دست سرنوشت می پندارند . همچنین افراد شاد در مقابل مشکلات قدرت تاب آوری  ، ابراز وجود بیشتری داشته و امادگی بیشتری برای تجربه زندگی از خود نشان می دهند .

هدفمند بودن زندگی : انسان برای داشتن زندگی شاد و پربار نیاز به اهداف و چشم انداز وسیع برای آینده دارد . فقدان چنین اهدافی می تواند منجر به سبک زندگی ملالت بار و عادات رفتاری ناسالم از جمله لذت جویی شدید ، تمایل به افراط در تفریح ، خوشگذرانی ، پرخوری و.... می شود .

موقعیت اجتماعی : افرادی که پیوند های شخصی ، خانوادگی و اجتماعی بیشتری دارند با نشاط تر از افرادی هستند که خودشان را در این دنیا تنها می بینند . این احساس به میزان زیادی تایید کننده نیازهای اجتماعی افراد و وجود حمایت های اجتماعی می باشد

رویداد های زندگی : ارتباط بسیار روشن و مثبتی میان وقایع زندگی مثبت چون موفقیتها و ... و فقدان وقایع منفی چون اختلافات بین فردی با احساس شادمانی وجود دارد.

 


برچسب‌ها: شادمانی
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

مدیریت زمان شنبه بیست و نهم آذر 1393 10:58

مدیریت زمان

از قدیم گفته اند: وقت طلاست. این جمله به لحاظ تقریب به ذهن ایرادی ندارد اما واقعیت این است که این جمله صحت ندارد. طلا قابل خرید و فروش و دست یافتنی است؛ اما وقت نه تنها قابل خرید و فروش نیست بلکه یک نعمت شخصی است و شما تنها مصرف کننده آن هستید.کارت عمر ما هر روز ۱۴۴۰ دقیقه شارژ می شود و مهلت استفاده از آن فقط و فقط همان روز است و قابل انتقال به فردا نیست.

۶ اصل مهم درباره مدیریت زمان

1.  رعایت اصل پارتو (قانون ۲۰-۸۰)
این اصل را فردی به نام «ویلفردو پارتو» ابداع و بعدها شخص دیگری به نام «ژوزف جوران» تکمیل کرد.
این اصل می گوید: ۲۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم؛ ۸۰ درصد برای ما مفید است؛ اما در مقابل ۸۰ درصد از کارهایی را که انجام می دهیم تنها ۲۰درصد برایمان مفید است. این قانون در جنبه های مختلف زندگی کاربرد دارد. به عنوان مثال، در اغلب موارد ۲۰ درصد از برنامه هایی را که از تلویزیون می بینیم ۸۰ درصد برای ما مفید است ولی ۸۰ درصد از این برنامه ها فقط و فقط ۲۰ درصد سودمند است.این قانون در مواردی چون مکالمه های تلفنی، حرف زدن و... نیز صادق است؛ بنابراین اولین گام مدیریت زمان این است که تمام انرژی و وقتمان را صرف آن ۲۰ درصد کنیم.

2. رعایت نظم؛ اولویت بندی و زمان بندی کارها
گاهی کارهایی که انجام می دهیم کارهای مفیدی است؛ اما به دلیل نداشتن نظم و اولویت بندی، بازده زیادی برای ما ندارد.داشتن یک برنامه روزانه به ما کمک می کند که از وقتمان بهتر استفاده کنیم. همین الان قلم و کاغذ بردارید و برای فردا برنامه ای تهیه کنید.

 3. کار را در بهترین زمان انجام دهید
بانک، نانوایی، بازارها، ادارات، سینما، شهرهای گردشگری و زیارتی و بسیاری از مکان های دیگر، در برخی زمان ها خلوت و گاهی بسیار شلوغ است. در صورت امکان زمانی به این مراکز مراجعه کنید که خلوت تر باشد. این کار علاوه بر صرفه جویی بسیار زیاد در وقت، آرامش اعصاب و روان را به همراه دارد.

 4. همزمان چند کار را انجام دهید
از بازار که می گذریم گاه کاسب هایی را می بینیم که منتظر مشتری هستند و پشت میزشان بیکار نشسته اند. این مصداق کامل تلف شدن وقت است. افراد موفق سعی می کنند در صورت امکان چند کار را با هم انجام دهند. البته توجه کنید که انجام برخی از کارها به تمرکز نیاز دارد که باید به تنهایی انجام شود؛ مانند مطالعه کردن.

5.  تمام کارهایتان هدفمند باشد
انجام کارهایی مانند تماشای تلویزیون، مطالعه، تفریح کردن، دید و بازدید از فامیل، روزنامه خواندن و... باید هدفمند و براساس برنامه ریزی تان باشد.

6. استفاده مطلوب از وقت های زائد
با برنامه ریزی مناسب می توانیم از تمام فرصت ها و زمان هایی که در اختیار داریم، استفاده کنیم حتی زمان انتظار در بانک، نانوایی، ایستگاه اتوبوس، داخل مترو، مطب دکتر و...ساده ترین پیشنهاد این است که همیشه یک کتاب به همراه داشته باشید و در این اوقات مطالعه کنید.یادمان باشد که زمان هیچ گاه برنمی گردد. پس آن را به سادگی از دست ندهیم.

                                                                                                                                                                                                                         منبع  khorasannews.com


برچسب‌ها: مدیریت زمان
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

راز آرامش افراد موفق در چیست؟ شنبه بیست و نهم آذر 1393 10:55

 راز آرامش افراد موفق در چیست؟

توانايي مديريت احساسات و خونسرد ماندن در هنگام فشار با عملکرد شما ارتباط مستقيم دارد. در تحقيقي که روي بيش از يک ميليون نفر انجام شده، مشخص شده است که 90 درصد از افراد موفق در اين زمينه در مديريت عواطف خود در زمان استرس مهارت دارند و مي‌توانند آرامش خود را حفظ کنند اما افراد موفق چگونه مي‌توانندآرامش خود را حفظ کنند؟ راز اين آرامش به عوامل ذيل مربوط مي‌شود:

آنها قدر آنچه دارند، مي‌دانند:
قدرداني از آنچه داريد نه تنها خلق‌و‌خوي شما را بهبود مي‌بخشد، بلکه ترشح هورمون استرس( کورتيزول ) را هم تا 23 درصد کاهش مي‌دهد. براساس تحقيقي که در دانشگاه کاليفرنيا انجام شده است، اشخاصي که کار روزانه مي‌کنند و قدر‌شناس هستند، انرژي، خلق‌و‌خو و سلامت جسمي بهتري را تجربه مي‌کنند که به نظر مي‌رسد ميزان کم هورمون کورتيزول نقش اساسي در اين مسئله دارد.

آنها از اين پرسش اجتناب مي‌کنند که بگويند «چي مي‌شد اگر؟»
اين پرسش باعث بروز استرس و نگراني مي‌شود. کارها مي‌توانند به هزار طريق مختلف انجام شوند و هر چقدر شما وقت خود را صرف نگراني در مورد احتمالات کنيد، کمتر مي‌توانيد روي عملي که به شما آرامش مي‌بخشد، تمرکز و استرس خود را کنترل کنيد. افراد موفق مي‌دانند اين پرسش تنها آنها را به جايي مي‌برد که واقعا نمي‌خواهند و لازم ندارند که باشند.

آنها مثبت باقي مي‌مانند
افکار مثبت استرس شما را کم مي‌کنند. شما مي‌توانيد با انتخاب افکار مثبت، فکرخود را آزاد کنيد. سعي کنيد توجه خود را روي افکار مثبت متمرکز کنيد. وقتي همه چيز خوب پيش مي‌رود و خلق‌و‌خوي شما خوب بوده، اين کار نسبتا آسان است اما وقتي کارها خوب پيش نمي‌‌رود، افکار منفي هجوم مي‌آورد. در اين‌گونه موارد به امروز خود فکر کنيد و کار مثبتي را که انجام داده‌ايد به خاطر بياوريد، هرقدر هم که آن کار کوچک باشد. اگر نمي‌توانيد از امروز خود چيزي به خاطر آوريد، به روزهاي قبل خود فکر کنيد.

آنها مصرف کافئين خود را کم مي‌کنند
آنها کمتر کافئين مصرف مي‌کنند. نوشيدن کافئين باعث تحريک ترشح آدرنالين مي‌شود. ترشح آدرنالين ساز و کاري است که شما را مجبور مي‌کند هنگامي که با تهديدي مواجه شديد، بايستيد و بجنگيد. کافئين در واقع باعث بروز استرس مي‌شود.

آنها خواب کافي دارند
وقتي خواب هستيد، مغز شما هم استراحت مي‌کند. کم‌خوابي باعث افزايش ترشح هورمون استرس مي‌شود.

آنها با خود گفتگوي منفي نمي‌کنند
هرقدر شما بيشتر منفي با خود حرف بزنيد و به افکار منفي خود فکر کنيد، بيشتر به اين افکار قدرت مي‌دهيد. يادتان باشد، بيشتر افکار و صحبت‌هاي منفي ما تنها فکر هستند و حقيقت ندارند.

منبع:سلامت ایران

 


برچسب‌ها: آرامش, موفقیت
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

عوامل برهم زننده تمرکز شنبه بیست و نهم آذر 1393 10:52

 شش عامل شایع برهم‌زننده تمرکز و نحوه مقابله با آنها را می‌‌آوریم:


1. چندکاری
افرادی که همزمان چند کار انجام می‌دهند شاید احساس کنند که زودتر

کارهای‌شان را تمام می‌کنند، اما تقریبا همیشه انجام چند کار به طور همزمان

 از  انجام هر کاری در یک زمان بیشتر طول می‌‌کشد.
در انجام چند کار با هم جابه‌جایی میان کارها باعث هدر رفتن وقت می‌شود.

 

2. ملال و کسالت
انجام کارهای ملال‌آور توانایی شما را برای تمرکز کاهش می‌دهد و شما را در معرض حواسپرتی قرار می‌دهد.

3. عوامل ذهنی حواس‌پرتی
این عوامل ایجاد کننده حواسپرتی افکاری هستند که در ذهن شما جریان دارند و می‌توانند تاثیری قوی برای شما داشته باشند. یک راه برای خلاص شدن از این افکار آزارنده،‌ ثبت کردن سریع آنها به صورت یادداشت است. برای مثال مواردی که ذهن‌تان را مشغول کرده است،‌ به فهرست کارهای ضروری‌تان اضافه کنید، یا ناکامی‌های‌تان را با نوشتن خاطرات روزانه تخلیه کنید.

4. مزاحمت‌های الکترونیک: از جمله صدای پیامک ، موسیقی ، تلویزیون ، و .............

5. خستگی:
بسیاری از بررسی‌ها نشان می‌دهند که کم خوابی ، تمرکز،‌ حافظه کوتاه مدت و سایر کارکردهای ذهنی را مختل می‌کند. هنگامی که از خواب محروم می‌شود، میزان تمرکز و توجه تان افت می‌کند. نیاز به خواب در میان افراد متفاوت است، اما اغلب افراد بزرگسال نیاز به 7 تا 9 ساعت خواب شبانه دارند. دست کم 7 ساعت خواب به شما کمک خواهد تا در طول روز متمرکز بمانید.

6.  اثرات داروها و مسائل پزشکی
اختلال تمرکز ممکن است ناشی از بیماری‌های مانند اختلال بیش‌فعالی و کم‌توجهی (ADHD)، قطع تنفس حین خواب، افسردگی، کم خونی یا بیماری تیروئید باشد.

برخی از داروها مانند داروهایی که برای درمان افسردگی، صرع یا عفونت‌های آنفلوآنزا به کار می‌روند،‌ ممکن است به عنوان یک عارضه جانبی باعث اشکالات تمرکز شوند.

 


برچسب‌ها: تمرکز, عوامل مزاحم تمرکز
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

عادات سرنوشت ساز شنبه بیست و نهم آذر 1393 10:46

بد نیست بدانیم که :

از آن جایی که عادات انسان تشکیل دهنده ی شخصیت او می باشد پس چه خوب است

 که مراقب عادت هایمان باشیم و انها را تحت کنترل خود در آوریم از این رو

برخی  از  عادت های سرنوشت ساز انسان را یادآور شده ایم

پس :  

  • عادت کنیم که حسد نورزیم
  • عادت کنیم که مرد عمل باشیم نه حرف
  • عادت کنیم که اشتباهاتمان را بپذیریم
  • عادت کنیم که نور باشیم . انرژی مثبت بدهیم
  • عادت کنیم که اعتماد به نفس داشته باشیم
  • عادت کنیم که متواضع باشیم
  • عادت کنیم محکم و استوار باشیم
  • عادت کنیم هدفمند باشیم
  • عادت کنیم تلاشگر باشیم
  • عادت کنیم به هم فرصت بدهیم
  • عادت کنیم حتی در شرایط سخت لبخند بزنیم و امیدوار باشیم
  • عادت کنیم تاسف گذشته را نخوریم
  • عادت کنیم وقت شناس باشیم
  • عادت کنیم خوش بین باشیم
  • عادت کنیم متوقع و طلبکار نباشیم
  • و عادت کنیم به موقع چشم پوشی کنیم

 


برچسب‌ها: عادات سرنوشت ساز
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

 چه نوع پیامکهایی توسط چه شخصیتهایی فرستاده می شود؟

  1. کسانی که پیامهای پرخاشگرانه ، تهدید آمیز یا شوخی های زننده ارسال

 می کنند و به نوعی ایجاد مزاحمت می کنند صفات شخصیتی

ضد اجتماعی یا غیر اجتماعی دارند .

      2. افرادی با صفت شخصیتی پارانوئید ، عموما ترجیح می دهند پیامک نفرستند

 زیرا می ترسند علیه خود انان مورد استفاده قرار گیرد

      3. کسانی که گاهی پیامکهای عاشقانه و دوستانه و گاهی پیامکهای حاکی از نفرت و بی مهری

 ارسال می کنند و به طورکلی همیشه بین دو قطب متفاوت نوسان دارند ، احتمالا شخصیتی مرزی دارند

      4. افرادی با صفات شخصیتی وسواسی پس از دودلی ها و صرف زیاد و ویراستن مکرر در مکرر ممکن است پیامکی را ارسال کنند ، اما سپس دچار نگرانی می شوند که مبادا پیامک آنان نرسیده باشد .بنابراین پیامک را دوباره و سه باره ارسال می کنند و حتی ممکن است تلفنی بپرسند که پیامک شان رسیده یا نه؟

       5. برخی افراد انتظار دارند مرتبا بوسیله ی پیامک از آنان احوالپرسی شود و مورد تحسین و تشویق قرار گیرد و این موضوع سبب احساس شادی بیش از حد در آنان می شود ، اما اگر روزی یامکی دریافت نکنند یا مورد تشویق و ستایش قرار نگیرند،به شدت افسرده می شوند.این ویژگی در افراد خود شیفته زیاد دیده می شود

       6. افراد مانیک و هیپومانیک ممکن است در یک روز صدها پیامک به آشنایان بفرستند و گاهی شب ها هم این کار را ادامه می دهند و عموما هم پیام آنان را شوخی های نامناسب تشکیل می دهد

       7. فردی که از ارتباط با دیگران می ترسد ، می کوشد با ارسال و دریافت پیامک به نوعی (شبه ارتباط) نایل شود و بر احساس ترس و عدم کفایت خویش غلبه کند،وی ممکن است به این کار اعتیاد هم پیدا کند

       8. استرس (فشارروانی) نیز می تواند باعث تمایل زیاد فرد برای استفاده از پیامک برای ارتباط با دیگران شود ، بنابراین اگر پدر و مادری دیدند کودک و نوجوان آنان بر خلاف گذشته خیلی زیاد پیامک می فرستند باید مراقب باشند ، مبادا مشکلی برای فرزندشان پیش امده باشد

       9. البته همیشه هم استفاده زیاد از پیامک های تلفنی به معنی وجود یک مشکل نیست . هرگاه که شخص کاری را تازه آموخته باشد تمایل زیادی به استفاده از آن دارد.نوجوانانی که به تازگی با پیامک اشنا شده اند ممکن است پیوسته و بدون ضرورت واقعی از این وسیله استفاده کنند اما به تدریج استفاده از آن را به حد لزوم خواهند رساند.

 خانم نگار بابایی –  شهرستان کاشان

 


برچسب‌ها: روانشناسی, نوع پیامک و شخصیت
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

مغز زنان و مردان دارای چه تفاوت هایی می باشد؟

  1. تفاوتهای بیولوژی

 نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده می کنند.

در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و

راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.
بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری می باشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.
مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج می گردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه می کنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر    می باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

 

2. تفاوتهای روانشناسی


مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند. و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.
مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند.
مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار   می دهند..
مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.
زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

            


برچسب‌ها: مغز زن و مرد, تفاوت زن و مرد
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |

چند راهكار براي رسيدن به موفقيت تحصيلي شنبه بیست و نهم آذر 1393 10:33

مطالعه برتر

يكي از علل ناكامي هاي تحصيلي روش نادرست مطالعه است. عوامل زيادي براي موفقيت در تحصيل وجود دارد كه مي توان از عوامل مهمي همچون معلم ماهر و كارآزموده پشتكار و جديت محيط مناسب خانوادگي و... نام برد. در بسياري از موارد همه شرايط تا حدي قابل قبول است اما دانش آموز (فراگير) روش هاي صحيح مطالعه را نمي داند.
شايد بعضي دانش آموزان گمان كنند با زياد مطالعه كردن از بقيه موفق تر خواهند بود ولي از سويي به درست مطالعه كردن بي توجه مي باشند.
بعضي ديگر گمان مي كنند كه با بي خوابي كشيدن مي توانند در تحصيل موفق باشند. اما اين گروه هم اشتباه مي كنند در اينجا براي تاكيد و اهميت روش هاي برتر مطالعه دوباره بايد خاطر نشان كنيم كه:
بسياري از ناكامي ها (در تحصيل) به خاطر بد مطالعه كردن و ندانستن اصول و روش هاي مطالعه درست است.يكي از مهمترين چيزهايي كه هر دانش آموز بايد بداند آن است كه روش مطالعه و يادگيري هر درسي ممكن است با درس ديگر متفاوت باشد.

نكاتي براي مطالعه برتر

در مطالعات خود بايد تنوع ايجاد كرد و به طور مثال اگر قرار باشد ساعاتي را صرف مطالعه نمود نبايد همه وقت را براي انجام يك كار صرف كرد. كمي از وقت را بايد به مرور مطلب ديگري گذراند يا مختصري درباره آينده برنامه ريزي نمود و كمي مطالعه آزاد داشت. كمي تنوع به همان خوبي استراحت كردن است. اگر فكر انسان فعاليتهاي متنوعي داشته باشد كارآيي بيشتري خواهد داشت تا آن كه براي مدتي طولاني به كاري يكنواخت بپردازد.
هميشه بايد مطلب و يادداشتي مهم به همراه داشت كه همه جا بتوان از آن بهره برد بسيار مفيد است كه يك كتاب جيبي يا كارتي شامل مطالب كليدي كه مي خواهيم آن را فرا گيريم به همراه داشته باشيم. مكان يادگيري جايي است كه انسان آنجا هست يعني اگر همه جا مطلبي به همراه نداشته باشيم بهانه خوبي براي ياد نگرفتن داريم.

وقتي به تنهايي مطالعه مي كنيم اين امكان وجود دارد كه ساعتها پشت ميز بنشينيم بدون اينكه فراگيري چنداني داشته باشيم. زماني كه عضو يك گروه فعال مطالعاتي باشيم امكان “در رويا رفتن” به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد.
در مطالعه نبايد كمال گرا بود به اين معني كه در ياد گرفتن مطلبي نبايد خيلي وسواس داشته باشيم يا وقت بسيار زيادي را به ياد گرفتن مطلبي اختصاص دهيم كه هر قدر آن را مطالعه مي كنيم از توانايي خود نسبت به درك آن اطمينان حاصل نكنيم. كمال گرايان اغلب به دليل انجام دادن كامل تعداد كمي از كارها در نهايت با انباشته شدن كارهاي مهم مواجه        مي شوند. كاري كه امروز غيرممكن به نظر مي رسد ممكن است پس از مدتي (هنگامي كه اطلاعات و تجربيات لازم در جهت سازماندهي روش انجام كار به دست آيد) امري بسيار آسان تلقي شود. خطر واقعي پافشاري در انجام يك كار رديف شدن بقيه كارهاي انجام نشده است كه در همان زمان در حال انباشته شدن هستند. زمان را به تفكر درباره مطالعه نبايد تلف كرد. افراد باهوش به تدابير بسيار پيچيده اجتناب از مطالعه مانند موارد ذيل آشنا هستند:  الف : تميزكاري مرتب كردن و تظاهر به اين كه قبل از مطالعه انجام دادن آن كارها لازم است.  ب : انجام دادن كارهاي كوچك و آسان به عنوان راهي براي به تاخير انداختن شروع يك كار مهم و بزرگ.

پيدا كردن فعاليتهاي جايگزيني.

بايد از كنار موانع رد شد. هنگامي كه به مطلبي مي رسيم كه چيزي درباره آن نمي دانيم نبايد متوقف شويم. بلكه بايد آن را مانند جزيره كوچكی پشت سر بگذاريم. بايد موضوع بعدي را مطالعه نمود شايد ساده تر بيان شده باشد. ممكن است پس از اين كه به چند موضوع و مطلب تسلط پيدا كرديم آن مشكل خود به خود حل شود. انسان نبايد خود را به روش مطالعاتي كه به طور اتفاقي برگزيده است محدود نمايد. براي انجام كارهاي مختلف به كارگيري روشهاي متفاوت سودمند است. آزمون روشهاي مختلف باعث به وجود آمدن تنوع و جذابيت در فعاليت هاي تحصيلي مي شود. جعبه ابزاري از روشهاي گوناگون يادگيري بايد فراهم آورد.
هر قدر روشهاي مختلفي كه براي يادگيري مورد آزمايش قرار مي دهيم بيشتر باشد بهتر مي توان تصميم گرفت كه كدام يك از فنون بيش از بقيه مناسب انجام كاري خاص در موقعيتي خاص مي باشد. انتخاب بهترين روش براي انجام كارهاي مختلف مهارت بسيار مفيدي در جهت پيشرفت است. به اين معنا كه انسان به سرعت مي تواند خود را با موقعيت ها و شرايط جديد وفق دهد.

بايد كاري كنيم كه هر صفحه از يادداشتهايمان با صفحات قبل فرق داشته باشد. اين باعث مي شود كه هر صفحه در خاطرمان بماند. تمام صفحه را نبايد پر كنيم بلكه بايد جاي خالي براي اصطلاحات بعدي و مطلب اضافي قرار دهيم.  خواندن مفيد با استفاده از قلم امكان پذير است.

بايد در حال مطالعه نكات مهم را در كنار صفحات يادداشت كرد. اين موضوع به ما اين امكان را مي دهد تا به طور مستمر با مطالب كتاب ارتباط داشته باشيم.
بايد در حالي كه مطالعه مي كنيم سوالاتي مطرح كرده و بنويسيم كه موجب مي شود بعدها در آن مورد خود را بيازماييم
حتما بايد پس از مطالعه خلاصه برداري كرد. خلاصه نويسي مهارت بسيار سودمندي است كه با تمرين پيشرفت مي كند. مهارت يافتن در خلاصه نويسي به انسان كمك مي كند تا حجم مطلبي كه مي خواهد ياد بگيرد كمتر شود. اين مهارت خود به خود انسان را به تصميم گيري راجع به موارد مهم و غيرمهم وادار مي سازد و موجب جلوگيري از اتلاف وقت و انرژي كه صرف مطالعه بي نتيجه و سرسري مي گردد مي شود.
وضو داشتن به هنگام مطالعه باعث شادابي جسم و روح انسان و تمركز حواس مي شود. خواندن دعاي مطالعه قبل از شروع كار مي تواند ثمربخش باشد:
“اللهم اخرجني من ظلمات الوهم و اكرمني بنور الفهم. اللهم افتح علينا ابواب رحمتك و انشر علينا خزائن علومك برحمتك يا ارحم الراحمين.”
“پيش مطالعه” بسيار مهم است. نبايد فراموش كرد كه حتي اگر پيش مطالعه خيلي سطحي هم باشد بايد آنرا انجام داد.
نوشتن نكات اساسي و مشخص كردن مطالب مهم بسيار مفيد است كه ما را در مرور سريع ياري خواهد كرد.
تكرار مرتب مطالب آموخته شده به صورت روزانه هفتگي و... فوق العاده مفيد است. با تكرار مرتب بايد مطالب را طوري در ذهن خود جا دهيم تا هرگز فراموش نشوند (جزيي از حافظه بلندمدت ما را تشكيل دهند
چند دقيقه مطالعه پس از كلاس اگر از پيش مطالعه پر اهميت تر نباشد كم اهميت تر نخواهد بود. بايد تجربه هاي شخصي خود براي مطالعه بهتر كمك بگيريم. البته تجربه هايي كه ثمربخش بوده اند. مواردي همچون مكان مطالعه روشن بودن فضاي مطالعه جريان هواي تازه استراحت در بين مطالعه و غيره بسيار مهم است اما بايد به اين نكته توجه كرد كه نبايد خيلي در مورد آنها دچار وسواس شد. براي مطالعه در همه شرايط چه آرام و ساكت و چه شلوغ و پر سر و صدا بايد تمرين كنيم. زيرا در بعضي از مواقع ناچار به مطالعه در اين شرايط خواهيم بود. داشتن طرح و برنامه در مطالعه بسيار ثمربخش است. البته برنامه اي قابل اجرا انعطاف پذير و در حد توان. بهتر است طرح ها و برنامه هاي مطالعاتي را به اطرافيان بگوييم تا در انجام آنها بيشتر تلاش كنيم.

خواندن و فهميدن

خواندن يك مهارت ضروري براي دانشجويان نه تنها به عنوان يك منبع دستيابي به اطلاعات بلكه به عنوان يك فعاليت تفنني مي باشد. البته خواندن بايد همراه با درك باشد وگرنه نتيجه دستيابي به اطلاعات را نخواهد داد. براي خواندن با درك خواننده بايد اطلاعات را از طريق فرآيندهاي معين جمع آوري كند. به گفته ديگر درك استنباط معني از موارد چاپي را ايجاب مي كند. جهت استنباط معني از يك متن خواننده ابتدا بايد كلمات اصطلاحات تعابير و جملات را بفهمد.
علاوه بر خواندن همراه درك خواندن بايد همراه با سرعت باشد. خواننده اي كه هر بار كلمه اي را به تنهايي مي خواند و روي آن متمركز مي شود يك كندخوان است. بنابراين او خواننده غيركارآ است ولو اين كه با فهم بخواند. در حقيقت يك كندخوان روي هر كلمه براي تشخيص عناصر ساختاري اش توقف يا مكث مي كند. چنين خواننده اي تقريبا 8 ـ7 مكث در هر سطر صفحه با اندازه متوسط انجام مي دهد در حالي كه يك خواننده متوسط تقريبا 5 ـ4 و يك خواننده تندخوان تقريبا 3 ـ2 مكث براي چنين سطري خواهد داشت. يعني در هر مكثي كه تقريبا يك چهارم ثانيه طول مي كشد تندخوان دو تا چهار كلمه ولي كند خوان فقط يك كلمه مي خواند.

اضافه بر اين كندخوان ميدان ديد محدودي دارد. ميدان ديد به محيطي كه در آن لغات بطور واضع قابل ديدن هستند گفته مي شود. كندخوانها از كلمه اي به كلمه ديگر مي روند در حالي كه روي هر كلمه مكث مي كنند. از طرف ديگر تندخوانها ميدان نگرش بزرگي دارند كه در آن مي توانند چندين كلمه را در يك زمان بخوانند. آنان صرفا ميدان نگرش وسيع ندارند بلكه نگرشي هم به پيرامون دارند. يعني مي توانند كلمات در زوايا و پيرامون ميدان ديدشان را ببينند. البته كلمات پيرامون ديد را به روشني نمي توانند ببينند اما جهت تكميل و حدس معناي آن ها مي توانند بقدر كافي كلمات را ببينند.

خواندن بايد به درك منتهي شود و فهم بايد ملازم سرعت باشد به منظور اين كه خوانندگان با فهم و سرعت بخوانند بايد مراحل زير را طي كنند.
1.  سرعت تشخيص كلمه.
2.  سرعت درك معناي كلمه
3.  سرعت درك جمله.
4.  سرعت فهم پاراگراف كه عبارت است از:
الف ـ خواندن پاراگراف براي مفهوم اصلي يعني گذرخواني.
ب ـ خواندن پاراگراف براي آگاهيهاي ويژه يعني خواندن پژوهشي.
ج ـ خواندن پاراگراف براي جزئيات و درك كامل: يعني خواندن به منظور اطلاعات دقيق (دقيق خواني)

5.  سرعت درك مطلب متن.


برچسب‌ها: موفقیت تحصیلی, مطالعه, فهمیدن
نوشته شده توسط مجتبي ملجايي  | لینک ثابت |